السيد الطباطبائي
29
مجموعه رسائل ( فارسى )
مىكنند و اين مرحله ، مرحلهء احكام است . پس دين الهى ، امور مربوط به نشئهء ديگر را مترتب بر مرحلهء احكام و اعمال و حقيقت مربوط به منوط بدانها مىداند ، و وجود ارتباط و پيوند حقيقى ميان دو چيز ، موجب اتحاد آن دو ، در نوع وجود و سنخ آن مىگردد و اين مطلبى است كه ما در جاى خود برهانش را آوردهايم . و از آنجا كه موجودات ، امورى حقيقى و خارجى هستند ، پس اين پيوندها و نسبتها ، بين آنها و بين حقايقى كه در وراى اين امور اعتبارى هستند ، تحقق دارد نه در خود اشياء . و بدين ترتيب ثابت مىشود كه ظاهر اين دين ، باطنى دارد و همين مطلوب ماست . شواهدى از كتاب و سنت كه بر مطلب مذكور دلالت دارند مىگوييم ، براى كسى كه به كتاب و سنت ، هر دو با هم مراجعه كند ، از مسلمات خواهد بود كه در آن دو ، معارف و اسرار و علوم خفيهاى است كه بر ما پوشيده است و جز خدا و هر كس كه خدا بخواهد و بپسندد ، كسى آنها را نمىداند . كتاب خدا مشحون و سرشار از اين مطالب است و دراين باره سخن خداوندسبحان كافى است كه مىفرمايد : « وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ » . « 1 » مقصود خداوند از اين سخن ، اين است كه همانا حيات حقيقى و راستين ، همان حيات آخرت است ، زيرا خداوند در اين آيه ، دنيا را تنها وسيلهء بازى و سرگرمى خوانده است و زندگانى را تنها ، در زندگانى آخرت خلاصه كرده است . كه اين بيان خداوند يا به طريق « قصر افراد » است و يا به طريق « قصر قلب » .
--> ( 1 ) . اين زندگانى چند روزهء دنيا فسوس و بازيچه بيش نيست و زندگانى ، اگر مردم بدانند به حقيقت دار آخرت است